به گزارش خبرگزاری حوزه، پیام مقام معظم رهبری، امام سید مجتبی خامنهای به مناسبت روز ملی مبارزه با استکبار جهانی را نمیتوان یک پیام مناسبتی ساده خواند؛ این متن، در بخشهای منتشرشده، خود سندی راهبردی و تبیینی است که سه لایه معنایی مشخص را در هم میآمیزد: بازتعریف مفهوم مقاومت، ترسیم نظم جدید جهانی و ارائه نسخهای داخلی برای قدرتسازی.
آنچه این پیام را از بیانیههای مشابه متمایز میکند، پیوند دقیق میان سه سطح «گفتمان»، «میدان» و «جامعه» است؛ پیوندی که هر بخش آن مکمل بخش دیگر است و مجموعاً نقشه راهی را پیش روی مخاطب داخلی و خارجی قرار میدهد.
محور اول؛ از «روز» به «گفتمان»
نخستین نکته قابل توجه، گسترش دامنه زمانی و مفهومی سیزدهم آبان است. رهبر انقلاب با این عبارت که نهفقط سیزدهم آبان، بلکه همه روزها و ساعات، ایام ایستادگی و مبارزه با شیطان بزرگ شده است، مقاومت را از یک مناسبت تقویمی به وضعیتی دائمی و گفتمانی تبدیل میکنند.
این بازتعریف، پیامی دووجهی دارد: از یک سو به بدنه اجتماعی و نیروهای وفادار میگوید که مبارزه پایانناپذیر است و از سوی دیگر به تصمیمگیرندگان هشدار میدهد که مقاومت را نمیتوان به تاکتیکی مقطعی یا ابزاری برای چانهزنی کاهش داد. در واقع، پیام تلاش میکند مقاومت را از حافظه تقویمی به حافظه راهبردی منتقل کند.
محور دوم؛ خلیج فارس و تنگه هرمز؛ بازسازی و افسانهزدایی
بارزترین بخش پیام، اشاره صریح به تنگه هرمز و خلیج فارس است. رهبر انقلاب با تعبیر «بطلان افسانه شکستناپذیری آمریکا» تلاش میکنند روایتی راهبردی بسازند: قدرت نظامی آمریکا نهتنها مطلق نیست، بلکه در این منطقه آزمون خود را پس داده و شکست خورده است.
نکته مهمتر، اشاره به ضعف و زبونی حکومتهایی است که به نیرویی جز ملت خویش اتکا میکنند و نیز بیوفایی و عجز قدرتهای بزرگ در دفاع از حکومتهای دستنشانده است.
این جمله در واقع درسی منطقهای دارد: هر حکومتی که امنیت خود را به آمریکا گره بزند، در لحظه بحران رها خواهد شد. این بخش را میتوان در امتداد تحولات اخیر منطقه و بازآرایی اتحادها تفسیر کرد.
محور سوم؛ از بازدارندگی تا نظم جدید جهانی
رهبر انقلاب در بخش دیگری از پیام، «مدیریت ایران بر تنگه هرمز» و «از بین بردن پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه» را جهادی ابتدایی علیه استکبار مینامند که در صورت تکرار تعدیات، ابعاد بسیار وسیعتری به خود خواهد گرفت.
این عبارت هم هشداری بازدارنده است و هم چارچوبی تفسیری برای اقدامات ایران ارائه میدهد؛ اقداماتی که نه آغازگرانه، بلکه واکنشی به تجاوز توصیف میشوند.
در ادامه پیام، از وحدت ساحات جبهه حق و حماسهسازیهای هوشمندانه و مقتدرانه جبهه مقاومت، از فلسطین و لبنان تا عراق و یمن، سخن گفته میشود و این تحولات، طلیعهای روشن و امیدآفرین از اعتلای پرچم جبهه حق و زمینهسازی برای نظم جدید جهانی خوانده میشوند.
این بخش، پیام را از سطح منطقهای به سطح نظام بینالملل ارتقا میدهد و مقاومت را نه صرفاً تاکتیکی دفاعی، بلکه پروژهای برای بازآرایی نظم جهانی معرفی میکند.
محور چهارم؛ هشدار به تسلیمگرایی
بخش دوم پیام، صریحترین هشدار داخلی را در بر دارد. رهبر انقلاب با انتقاد از کسانی که اندک امیدی به تغییر رفتار یا جابهجاییهای حزبی و جناحی در نظام سلطه دارند، یا تصور میکنند با امتیاز دادن به آمریکا میتوانند آن را از دشمنی با ملت ایران منصرف کنند، این تصور را «سخت در اشتباه» و «ناسپاسی نسبت به فتوحات عظیم» مینامند.
این عبارت، پاسخی به گفتمان مذاکره و تنشزدایی است که در برخی محافل داخلی مطرح میشود. منطق پیام روشن است: امتیازدهی، دشمن را جریتر میکند و سرمایه ملی را بر باد میدهد.
این بخش را میتوان بهمثابه خطکشی سیاسی در آستانه تصمیمهای کلان کشور خواند.
محور پنجم؛ نسخه داخلی قدرتسازی
بخش سوم پیام، نقطه اوج پیوند سیاست خارجی و داخلی است. رهبر انقلاب، راهبرد «ایران هرچه قویتر» را تنها راه رسیدن به نقطه بازدارندگی مطلق میدانند و یکپارچگی، وحدت و انسجام اجتماعی را عناصر اصلی موفقیت معرفی میکنند.
نکته مهم، تأکید دوطرفه بر این مسئله است: هم حمایت لازم است و هم استمرار و ارتقای توجه مسئولان به خدمت، تأمین معیشت و آسایش مردم و رشد مادی و معنوی مضاعف، جهادی و صمیمانه.
این جمله پاسخی به نقدهایی است که مقاومت را در تضاد با رفاه و معیشت میبینند؛ در این چارچوب، معیشت نه جایگزین مقاومت، بلکه شرط لازم قدرتسازی معرفی میشود.
جمعبندی
مجموع نکات منتخب از پیام آیتالله سید مجتبی خامنهای، کلی منسجم را میسازند: افسانه شکستناپذیری آمریکا پایان یافته، مقاومت به وضعیتی دائمی و منطقهای تبدیل شده، تسلیمگرایی خطایی راهبردی است و قدرت داخلی از مسیر وحدت و خدمت میگذرد.
این پیام را باید در بستر تحولات منطقهای و بحثهای داخلی درباره آینده سیاست خارجی خواند؛ متنی که مخاطب بیرونی نیز باید آن را جدی بگیرد. بدون توجه به این سه لایه، تحلیل پیام ناقص خواهد بود.










نظر شما